شنبه، 16 فروردین 1399 | |

اتاق خبر

آرشیو اخبار

نقد های مسعود فراستی و سعید قطبی زاده را برای فیلم های روز پنجم جشنواره بخوانید/«بدون تاریخ بدون امضا»، «ماه گرفتگی» و انزوا

نقد های مسعود فراستی و سعید قطبی زاده را برای فیلم های روز پنجم جشنواره بخوانید/«بدون تاریخ بدون امضا»، «ماه گرفتگی» و انزوا

مسعود فراستی و سعید قطبی زاده شب گذشته به نقد فیلم های اکران شده در روز پنجم کاخ اصلی جشنواره پرداختند.
ر برنامه هفت پنجشنبه شب که به فیلم های روز پنجم کاخ اصلی جشنواره می پرداخت، منتقدان برنامه به بررسی فیلم های «بدون تاریخ بدون امضا»، «ماه گرفتگی»و «انزوا» پرداختند.

 

میز نقد فیلم «بدون تاریخ، بدون امضا» در برنامه هفت

🔻قطبی زاده: درباره این فیلم حس می کنم تلاشی که جلیلوند در این فیلم داشته کمتر از فیلم قبلی اوست. جز نوید محمدزاده، سایز بازیگران چیزی برای از ارائه نداشتند. بخصوص به لحاظ حسی. فیلم درست شبیه به فیلم «جدایی ...» بر این مدار می چرخد که بخشی از گره خود را مخفی کند.

نکته دیگر اینکه از نیمه به بعد، شخصیت اصلی یعنی امیر آقایی گویی با یک ماجرا بازی می کند و دخالتش در سرنوشت بچه به یک بازی شخصی شبیه شده است. مثل کسی که با زخمش ور می ورد. من باور نمی کنم یک دکتر که شبانه روز با اتفافات مشابه درگیر است، بخواهد درباره یک ماجرا اینقدر حساس شود. گویی خودش به خودش تهمت می زند و تلاش می کند به بحران دامن بزند. از اینجا به بعد واقعا فیلم برای من رها شد و فقط تماشا کردم. اما ای کاش کارگردان می گذاشت قصه در بستر اصلی خود پیش برود و مدام با آن ور نمی رفت.

این فیلم برخلاف فیلم های ژانر #نکبت درست است که به سختی ها اشاره می کند، اما تلاش فیلمساز، تلاش قابل احترامی است و من اگر فیلم را دوست ندارم دلیل نمی شود قابلیت های فیلم را نادیده بگیرم و طرح گستاخته و رادیکال موضوعات این چنین اجتماعی را تحسین می کند. فیلمساز باید مضامین لخت، عریان و خشن را همین طور لخت، عریان و خشن مطرح می کند و این را باید اعتراف کنم.


میز نقد فیلم سینمایی «ماه گرفتگی» در برنامه هفت

🔻فراستی: «ماه گرفتگی» ژست آنالیز سال 88 را دارد. این ژست به شدت دروغین است. چون نه جرات این آنالیز را دارد و نه حتی جرات اینکه بگوید موضعش چیست. گاهی به ظاهر فکر می کنی موضع علیه سبزهاست و سبزها را هم به شدت دم دستی نشان می دهد. جماعتی ولنگار و فریب خورده در بهترین حالت. این تصویر ساده لوحانه، خیلی شوخی است. جالب آنکه جلوتر این تصویر را کمی به نفع سبزی ها پس می گیرد.

دیرباز شبیه موتورسوار از ابتدا تا آخر موتور سوار است و همه هم به او فرمانده می گویند و در آخر هم نمی فهمم موضع ایشان تغییر کرده یا نکرده! حرف فیلمساز چیست؟ حرف او این است که عده زیادی فریب خورده اند. زوج های فیلم عجیب اند. شوهری که از ابتدای فیلم به زن خیانت می کند. یک دختر جوان داریم که می گوید دوست دختر پسر جوان فیلم است. قبلا هم که انگار با شخص دیگری رابطه داشته است. این تیپیکال خیلی بد است. همسر فرمانده غایب است. جالب است که ما اصلا یک خانواده نمی بینیم و جامعه پکیده و متلاشی شده است. فیلمنامه به طرز عجیب و غریبی ابتدایی است و ابدا سر و شکل ندارد. 25 دقیقه تلف می کند تا ما هم اتاقی پسر جوان را ببینیم.

🔻قطبی زاده: من فکر می کنم مشکل اصلی فیلم این است که کارگردان نمی دانسته قرار است یک فیلم تراژدیک اجتماعی بسازد یا یک فیلم کمدی!؟
شوهری که علنا عیاشی می کند و زنی که سعی می کند مدام این مسئله را نق بزند. یعنی ابدا بحرانی برای این خانواده نیست و زن با آن کنار آمده است. و هر جا که فیلم از ریتم می کند، این زن ظاهر می شود و یک متلکی می اندازد.
این فیلم جز معدود قصه هایی است که در زندگی خود دیده ام که یک آدم نسبت به برادرزاده خود بیشتر نگران است تا فرزند خود! قضیه خیلی سطحی و ساده لوحانه است و رفتار عمو کاریکاتورگونه است. کامبیز دیرباز واقعا برای ایفای این نقش اصلا مناسب نبود. از سوی دیگر این میزان استیصال در وجود عمو برای من غیرقابل باور است.

این میزان تیپ سازی در فیلم در قصه نمی گنجد. برخلاف «آژانس شیشه ای» که در قصه گنجدیدند. اما اینجا خنده دار شده است. یا نباید سراغ چنین واقعه ای رفت یا اگر می رویم باید تصاویری بیشتر و دقیق تر به واقعیت نسبت به «قلاده های طلا» در این فیلم دید. این فیلم در پرداخت ابتدایی ست.

🔻فراستی: فیلمساز نسبت به فیلم های قبل نه تنها جلو نرفته است، پسرفت کرد. در «شرط اول» حرف خود را الکن می زند و نصف ستاره از من گرفت. اما اینجا به سختی صفر می گیرد. pov های فیلم تماما غلط است. حتی یکی! صحنه آخر فاجعه کارگردانی است. دوربین تبدیل به روح می شود. هیچ حساب و کتابی ندارد. گوشه اتاق پسر عکس امام است. کنارش خالی است. دوربین روح وقتی به عکس رهبری و امام می رسد می ایستد و بعد پایین می آید. فیلم واقعا کاریکاتوریزه است!

 

نقد فیلم سینمایی «انزوا» در برنامه هفت

🔻فراستی: «انزوا» فیلمنامه ای دارد که می توانست با یک کارگردان جدی، فیلم خوبی از آب دربیاید. فیلمنامه بیس خوبی دارد، اما کارگردانی ما انقدر بد و بد است که اینجا دچار این توهم شده این اولین فیلم بلند من است و باید از لحاظ تکنیکی درو کنم! جامپ کات های پشت سر هم، اذیت کننده، تدوینی و افراطی که مزاحم فیلم دیدن آدم می شود و اصلا برای این فیلم نیست. نمی توان فیلم را پی گرفت! همین موضوع سبب شده حال صحنه های دو سه نفره اصلا درنیاید. فیلم انقدر غلط ها و بدسلیقه های کارگردانی دارد که قابل دیدن نیست.

فیلم یک فیلمنامه غیرمدرن و خوب دارد که با یک پرداخت ساده آدمیزادی می توانست فیلم خوبی شود اما با این کارگردانی فاجعه علاوه بر بازی های خوب، فیلم را غیرقابل تحمل کرده است. گویی کارگردان اصرار دارد بگوید من خط فرضی را قبول ندارم.

🔻قطبی زاده: من چند اثر مستند کوتاه از کارگردان دیده بودم و معتقد بودم فیلمساز خوبی است. اما تکنیک افراطی فیلم اذیت کننده است. گاهی شما قواعد سینمایی را به خوبی بلد هستید و تصمیم می گیرید این قواعد را بشکنید. اما من فکر می کنم درباره این فیلم از نابلدی می آید. چون جامپ از من به من بی معنی و آزار دهنده است. منطق جامپ کات در مواردی اصل رعایت ایجاز است اما تداوم هم دارید.

در ایران بسیار مواقع جامپ کات به نوعی ماله کشیدن بر ضعف های کارگردان است و در تدوین به کمک کارگردان می آید. نکته دوم موسیقی است. نه تنها درباره این فیلم، بلکه درباره چندین فیلم جشنواره امسال. این حجم از موسیقی فراتر از درام فیلم است و گاهیآدم گمان می کند در وسط سالن اپرا قرار دارد.

🔻فراستی: بنظرم کارگردان هنوز باور نکرده دارد فیلم بلند می سازد. چون فیلم چیزی به عنوان دکوپاژ ندارد. نوع دکوپاژ بر مبنای تفکر فیلم کوتاه است. فیلم بلندی نیست.

🔻افخمی: بنظرم کارگردان از یک موضع با قمپز و قیافه اینکه من آمده ام که تکنیکی را بشکنم، فیلم ساخته. این افراط در تکنیک ضمن اینکه سبب شده داستان را درست درنیاورد، در 15 دقیقه ابتدایی کاملا اذیت کننده است. درحالی که سیاریو خیلی خوبی داشته است. من نمی دانم کارگردان وقتی یک داستان خوبی دارد، چرا باید به این فکر کند که باید کار دیگری هم بکند غیر از درآوردن همان حس و حال و بازی گرفتن درست. چرا باید فکر کند اینها کافی نیست؟

🔻فراستی: دلیلش این است که باور به این حرف ها ندارد. باور به بازیگران خوب، قصه خوب و خودش! نتیجه این می شود که به سراغ شعبده بازی برود. فیلمساز در شان تکنیکی برای ما قیافه گرفته است و سعی کرده پشت  آن مخفی شود.

🔻قطبی زاده: چقدر خوشحالم که در این برنامه به بهانه سینما به افراد شاخص در حوزه های دیگر ارجاع داده می شود. دوم اینکه در میان گپ ها، حرف ها سازنده می شود.

ما در فیلم های امسال با استعداد های زیاد ضایع شده طرف هستیم. درباره بازیگران بزرگ بدلیل انتخاب های فردی می خواهند با پذیرفتن نقش های عجیب و غریب دیده شوند. نمونه اش درباره نقش فاطمه معتمد آریا در فیلم «آباجان»! گویی بخاطر ریسک پذیرفتن این نقش هاست که قرار است به آنها جایزه دهند. در این فیلم هم این اتفاق برای جمشید هاشم پور رخ داده است.



 


  • نقد های مسعود فراستی و سعید قطبی زاده را برای فیلم های روز پنجم جشنواره بخوانید/«بدون تاریخ بدون امضا»، «ماه گرفتگی» و انزوا


ارسال نظر جدید

نام

ایمیل

وب سایت

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

آرشیو

جستجو

تبلیغات