ﺳﻪشنبه, 21 آبان,1398 | |

اتاق خبر

آرشیو اخبار

یادداشت محمد میرزایی برای فیلم ماجرای نیمروز: به احترام محمدحسین مهدویان و تیم بزرگش باید ایستاد و کلاه از سر برداشت

یادداشت محمد میرزایی برای فیلم ماجرای نیمروز: به احترام محمدحسین مهدویان و تیم بزرگش باید ایستاد و کلاه از سر برداشت

شاید این یادداشت خیلی هیجان زده باشد. خب باشد! وقتی فیلمی تا این حد مرا به وجد آورده، چرا یادداشت را بگذارم سرد شود و بعد بنویسم؟
«ماجرای نیمروز»
پیش رویت همگی صورتِ بر دیوارند!
نه چنین صورت و معنی که تو داری دارند
سعدی

شاید این یادداشت خیلی هیجان زده باشد. خب باشد! وقتی فیلمی تا این حد مرا به وجد آورده، چرا یادداشت را بگذارم سرد شود و بعد بنویسم؟
ماجرای نیمروز بیشتر از آنکه بتوانم بگویم و بنویسم، خوب بود. هرچه در این چند روز جشنواره فیلم بد دیده و خسته شده بودم، ماجرای نیمروز خستگی را از تنم بیرون کرد. همه چیز سر جای خودش بود. بازی ها، فیلمبرداری، موسیقی، کارگردانی، همه چیز سر جای خودش بود. به موقع می گریاند، به موقع می خنداند، به موقع هیجان زده می کرد؛ هیچ چیز از فیلم بیرون نزده بود. چقدر شخصیت پردازی ها خوب بود! نقش اول نداشت این فیلم. همه شخصیت های اصلی به یک اندازه پردازش شده بودند و هرکدام هویت مستقل و یکدستی داشتند و خیلی خوب بازی می کردند. هادی حجازی فر از همه بهتر بود.
خوبی فیلمنامه و تعلیق هایش، همچنین ساخت خوبش توسط کارگردان نگفتنی است. تا آخرین دقایق فیلم هیجان و استرس با مخاطب همراه است و رهایش نمی کند. وقتی از سالن خارج می شدیم، دوستی می گفت دست هایم از شدت استرس یخ کرده اند.
همه ی این خوبی های فرمی را بگذارید کنار مستندبودن محتوای فیلم تا سختی و شیرینی فیلم دستتان بیاید.

به احترام محمدحسین مهدویان و تیم بزرگش -که در چشم های کوچک داوران فجر نمی گنجند- باید ایستاد و کلاه از سر برداشت ...


  • یادداشت محمد میرزایی برای فیلم ماجرای نیمروز: به احترام محمدحسین مهدویان و تیم بزرگش باید ایستاد و کلاه از سر برداشت


ارسال نظر جدید

نام

ایمیل

وب سایت

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

آرشیو

جستجو

تبلیغات