شنبه, 25 آذر,1396 | |

ادبیات و کتاب

آرشیو اخبار

یادداشت مهمان: آیا جشنواره شعر انقلاب از آرمان های انقلاب فاصله گرفته است؟

یادداشت مهمان: آیا جشنواره شعر انقلاب از آرمان های انقلاب فاصله گرفته است؟

آیا بهتر نیست که به جای گسیل کردن خیل مدیران اداری و شاعران درجه سه و چهار، از حضور شاعران درجه یک انقلاب اسلامی در اینگونه فرصت های گردهمایی بزرگ ملی شعر انقلاب اسلامی استفاده شود؟

«در ادامه انتقادات به برگزاری جشنواره شعر انقلاب، یادداشتی به فرهنگ نویس ارسال شد که حاوی نقدهای به جا و منصفانه ای نسبت به برگزاری این جشنواره بود. ضمن تشکر از نویسنده محترم، متن کامل این یادداشت را با هم می خوانیم.»

در روزهایی که گذشت شاهد برگزاری ششمین دوره جشنواره شعر انقلاب در شهر شیراز بودیم. قطار شعر انقلاب اسلامی متاسفانه هم در جشنواره شعر فجر و هم در جشنواره شعر انقلاب دیر در ریل برگزاری قرار گرفت و با سال ها تاخیر شاهد برگزاری اولین دوره های این جشنواره ها بودیم. شروع اهتمام به شعر در جشنواره هایی همچون فجر و انقلاب هرچند دیر اتفاق افتاده است اما باید خرسند بود که این اتفاق بجا بالاخره افتاد و استمرار یافت. اما از آن باب که نقد هر جریانی مهم تر و ضروری تر از تعریف و آفرین گویی است، در ادامه فهرست وار به نقاط ضعف جشنواره شعر انقلاب اشاره می کنیم و نقد جریان جشنواره شعر فجر را به مجالی دیگر می سپاریم. همانطور که گفتیم، 

نفس برگزاری جشنواره ای مستقل و تخصصی برای شعر انقلاب نخستین حسن ماجراست. حقیقتا جریان متعالی و تنومند شعر انقلاب اسلامی آنقدر ظرفیت و ارزش دارد که در جشنواره ای تخصصی و اختصاصی به آن پرداخته شود. دومین حسن برگزاری این جشنواره تدابیر لازم برای گنجاندن همه بخش های قابل تصور شعر انقلاب اسلامی یعنی شعر کلاسیک، شعر نو، مقاله و پایان نامه و کتاب پژوهشی و... است. در ذیل همین نکته باید اشاره کرد که شفاف کردن محتوای این جشنواره با تخصیص موضوعاتی همچون رفعت ملی، عدالت و انسانیت، معارف دین ومقاومت و بیداری اسلامی که جامع روح شعر انقلاب هستند، از دیگر نقاط قوت این جشنواره است. و بالاخره از استمرار این جشنواره تا دوره ششم نیز باید به عنوان یکی از نقاط قوت جشنواره شعر انقلاب اشاره کرد. 

اما همچون هر جریان دیگری برگزاری جشنواره شعر انقلاب اسلامی نیز با خلاها و کاستی هایی همراه بوده است که لازم است مسئولان حوزه هنری به عنوان سنگر ادبیات و هنر انقلاب به رفع آنها بپردازند تا خدای ناکرده در آینده شاهد زاویه گرفتن این جشنواره از اصول علمی و بنیان های نظری انقلاب اسلامی نباشیم. یکی از این کاستی ها تکراری بودن دبیرهای علمی این جشنواره است. طبیعی است که تنوع و تغییر دبیران می تواند نقش بسزایی در پویایی و جامعیت سلیقی جشنواره ایفا کند و ضمن اعتبار بخشیدن به هر جشنواره جمع بیشتری از فعالان شعر انقلاب را به صحنه بکشاند. تا کنون از شش دوره این جشنواره در سه دوره اش شاهد تکرار دبیری یک نفر بوده ایم که این نقص باید در سال های آینده مرتفع گردد. ایراد دیگر نقش تشریفاتی دبیر علمی جشنواره در این جشنواره است. تا جایی که دبیران این جشنواره هیچ نقش تعیین کننده ای در تعیین هیات داوران نداشته و صرفا به صورت تزئینی دبیری علمی این جشنواره را می پذیرند. نکته قابل اشاره دیگر، ترکیب هیات داوران است. با وجود آنکه اغلب اعضای هیات داوران این جشنواره از چهره های شناخته شده و معتبر شعر انقلاب هستند اما گاه مشاهده می شود که افرادی مبتدی نیز در این جمع جای می گیرند و به نوبه خود بر روند داوری ها تاثیر مخرب می گذارند. 

بر کسی پوشیده نیست که شعر انقلاب واجد سرمایه های انسانی بسیاری است که برخی از آنان در گوشه عزلت روزگار می گذرانند و جا دارد که مسئولان جشنواره شعر انقلاب اسلامی از آنان سراغی بگیرند و به بهانه داوری جشنواره هم که شده از حضور ثمربخش آنان استفاده کنند و خطرپذیری استفاده از استعدادهای جوان تر برای داوری را به جان نخرند. مثلا مدت زیادی است که از استاد یوسفعلی میرشکاک در محافل شعر انقلاب خبری نیست. همچنین استاد فرید طهماسبی در کنج خانه نشسته اند و از دانش و تجربه شعری ایشان به قدر کافی بهره برده نمی شود. این در حالی است که جشنواره های شعری مربوط به حوزه شعر انقلاب اسلامی و از جمله جشنواره شعر انقلاب هرساله شاهد حضور جمعی از شاعرانجوان تر به عنوان مهمان است که گرچه جایگاه امیدوارکننده خود را در شعر جوان امروز دارا هستند اما قطعا تا رسیدن به جایگاه استادی فاصله دارند. در چنین شرایطی آیا بهتر نیست که به جای گسیل کردن خیل مدیران اداری و شاعران درجه سه و چهار، از حضور شاعران درجه یک انقلاب اسلامی در اینگونه فرصت های گردهمایی بزرگ ملی شعر انقلاب اسلامی استفاده شود؟ مساله دیگری که باید به آن گذرا اشاره کرد، پسوند بین المللی جشنواره شعر انقلاب است که به وضوح فرمایشی و ساختگی است. 

کسانی که از چندوچون برگزاری جشنواره های اصیل بین المللی جهان باخبرند می دانند که شیوه واقعی بین المللی شدن یک جشنواره، گسترش حوزه رقابت به سایر حوزه های جغرافیایی است که دارای اشتراک و ارتباط فرهنگی با محتوای یک جشنواره هستند. در حالت فعلی هرساله تعدادی از شاعران کم و بیش تکراری از کشورهای اطراف به عنوان مهمان در اینگونه جشنواره ها حضور می یابند و ضمن حضور چندروزه در ایران طی ده دقیقه شعرخود را پشت تریبون می خوانند و پس از دریافت هزینه ایاب و ذهاب و هدیه نقدی به کشورشان برمی گردند. بگذریم که مسافران واقعی هم در میان شاعران خارجی انگشت شمارند و تعداد زیادی از کسانی که مهمان خارجی جشنواره های بین المللی مانند جشنواره شعر انقلاب می شوند و این جشنواره های ملی را به برکت حضورشان بین المللی می کنند، خارجیانی هستند که در ایران به عنوان دانشجو یا طلبه مشغول به تحصیل و زندگی هستند. 

باید تذکر داد که منظور از ذکر این نکته آن نیست که از جریان های تاثیرپذیرفته از شعر انقلاب یا همجهت با آن در کشورهای منطقه و جهان نباید حمایتی صورت بپذیرد. اما منصفانه باید پذیرفت که حضور کوتاه مدت این افراد همچون شهاب موقتی به زودی خاموش خواهد شد و هیچ عقبه فرهنگی جریان سازی در بلندمدت ایجاد نخواهد کرد. دعوت از اینگونه شاعران خارجی ممکن است تنها ایران هراسی را در ذهن فرد فرد آنان بی رنگ کند و آنان را در مسیر منویات انقلاب اسلامی ثابت قدم تر کند که خود ارزشمند است اما صرفه هزینه ای که برای این اتفاق انجام می شود دارای سود بلندمدت شایانی برای منافع ملی فرهنگی ما نیست. 

چه خوب بود اگر جشنواره شعر انقلاب در همان موضوعات ذکرشده فراخوانی به زبان های انگلیسی و عربی و اردو می داد و البته همزبانان افغانستان و تاجیکستان را در اولویت قرار می داد و آنگاه با داوری آثار رسیده موجی از اشتیاق و رقابت را در این کشورهای هدف پیرامون اهداف فرهنگی ایران اسلامی به راه میانداخت. طبیعی است که انتظار بحق دلسوزان آن است که در کشورهایی که انقلاب اسلامی ایران دارای برد و عمق استراتژیک فرهنگی است مانند افغانستان عراق لبنان سوریه و از این دست این جریان هدفمندتر برنامه ریزی و انجام شود. چیزی که اکنون به نظر می رسد دعوت بی هدف از تعدادی شاعر تکراری است که در کشور خودشان هم چه بسا از منظر ادبی قابل توجه محسوب نمی شوند. این مهمانان خارجی باید هر کدام رسالت تبلیغ منویات ایران اسلامی را بر دوش بگیرند و امتداد تاثیر حضورشان پس از بازگشت رصد شود. اکنون به نظر می رسد که این اتفاق کاملا رفع تکلیفی و بی هدف صورت میپذیرد. کسانی که به اقتصاد هنر می اندیشند می دانند که هر هزینه ای در باب هنر هم باید سود قابل انتظار خود را داشته باشد. باید از برگزارکنندگان و سیاستگذاران جشنواره شعر انقلاب پرسید که ملاک دعوت از مهمانان فرعی برنامه چیست و هر کدام از آنان در برابر هزینه ای که از بودجه بیت المال برای آنان انجام می شود در کوتاه مدت یا بلندمدت چه منفعتی برای پیشبرد اهداف شعر انقلاب اسلامی خواهند داشت؟ 

انتقاد دیگری که به جشنواره شعر انقلاب اسلامی وارد است آن است که هدف آن مشخص نیست. فرض کنید یک ارگان اقتصادی خصوصی بخواهد چنین هزینه هنگفتی را در سال اقتصاد مقاومتی و در شرایط بد اقتصادی کشور برای نهاد خودش انجام دهد، طبیعتا ابتدا اولیای امر می پرسند که هدفشان از برگزاری چنان مراسمی چه خواهد بود؟ اگر نیت آنان تبلیغاتی باشد دعوت از مهمانان فرق خواهد کرد. اگر هدف آنان حمایت از تولیدکنندگان خاصی باشد شکل برگزاری برنامه فرق خواهد کرد. اگر قرار باشد از خدمات فعالان پیشکسوت تجلیل کنند نوع برنامه ریزی و برگزاری برنامه مزبور تفاوت خواهد داشت. اگر بنا باشد استعدادهای نوپای مربوط به حرفه نهاد خود را کشف کنند شکل کار فرق خواهد داشت. اما بیایید نگاه کنیم و ببینیم که جشنواره انقلاب اسلامی با بودجه خود از بیت المال چه هدفی را دنبال می کند؟ اگر نیت این جشنواره صرفا به راه انداختن یک جریان تبلیغاتی است آیا نمی توان با بودجه کمتر و برنامه ریزی بهتر شکل ژورنالیستی و پروپاگاندای قوی تری به آن داد؟ اگر هدف این جشنواره کشف استعدادهای تازه است آیا می تواند پاسخ بدهد که پیشکسوتان این رشته در میان برگزیدگانش چه می کنند و چرا فاقد شرط سنی است؟ اگر بنا را بر تجلیل از بزرگان شعر انقلاب نهاده است آیا نمی توان در چهارچوب دیگری به نحوی عادلانه تر و جامع تر از ذیحقان شعر انقلاب حمایت و تجلیل کرد؟ اگر ارکان فعلیت یافته کنونی این جشنواره را در کنار همدیگر در ذهن مجسم کنیم و پرسشهای فوق را در مورد اجرای اجزای برنامه های این جشنواره بپرسیم خواهیم دید که نوعی بی هدفی و پریشانی در سیاستگذاری به چشم می خورد. کسی تردید ندارد که برگزار کنندگان جشنواره ای همچون جشنواره شعر انقلاب از تهمت انجام امور فرمالیته و رفع تکلیفی و جهت به دست آوردن رضایت مدیران مافوق مبرا هستند. اما به راستی برای این سرگردانی و بی هدفی موجود در جشنواره شعر انقلاب چه پاسخی می توان یافت؟ 

نکته دیگری که در همین راستا نباید از آن به سادگی گذشت این است که امسال این جشنواره در یکی از گرانترین هتلهای کشور در شهر شیراز به مهمانان پرشمارش اسکان داده است. پرسش ساده این است که کجای چنین تصمیمی با شعار سال مطابق است؟ کسی در مورد لزوم حفظ حرمت و شان اهالی ادبیات نمی تواند تردید کند اما پرسش این است که آیا هم اکنون بسیاری از جشنواره های موفق مردمی مانند جشنواره عمار و شی شعر عاشورای شیراز با کمترین امکانات ساده مردمی به بهترین شکل و پرطرفدارترین حالت و آبرومندانه ترین نوع برگزار نمیشوند؟ چه لزومی دارد جشنواره ای که از پرداخت هزینه ایاب و ذهاب شرکت کنندگانش که از اقصا نقاط کشور به شوق حضور در گردهمایی شاعران انقلابی ایران اسلامی خود را به محل برگزاری می رسانند اظهار ناتوانی می کند، اسکان مهمانان را در یکی از لوکس ترین هتل های کشور پیش بینی کند؟ طنز ماجرا اینجاست که یکی از مهمترین ارکان تفکر انقلابی ایران اسلامی که در منش امام راحل (ره) و رهبر معظم انقلاب (دام ظله العالی) و شهدای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس موج می زند یعنی معارضه و تقابل با اشرافیگری و مصرف گرایی در جشنواره ای زیر پا گذاشته می شود و نادیده انگاشته می شود که داعیه دار ترویج مفاهیم انقلاب اسلامی توسط شعر است. 

حضور کمرنگ مخاطبان در شب شعرها و مراسم های این جشنواره نشانگر آن است که برگزارکنندگان آن چنان اسیر رنگ و لعاب و ظواهر اجرا هستند که از رسالت اصلی شعر انقلاب یعنی خطاب کردن توده های مردم و آگاهی بخشی مسئولانه به مردم غفلت ورزیده است. برگزاری این جشنواره در شهرستانی دور از پایتخت گرچه ممکن است از نظر گسترش دایره نفوذ جشنواره در فضای شهرهای مختلف کشور مفید تلقی شود اما آشکارا بار مالی و انرژی هماهنگی را برای برگزارکنندگان گران تر می کند. طرفه آنکه در هر نوبت که یکی از شهرهای بزرگ کشور میزبان یکی از جشنواره های اینچنینی می شوند مسئولان از ماندگاری دبیرخانه دائمی آن جشنواره در آن شهر دم می زنند و بدون محاسبه لوازم امر قولی در آن رابطه می دهند که بعدها مجبور می شوند زیر قول خودشان بزنند. نمونه این امر قرار انتقال و استقرار دبیرخانه دائمی جشنواره شعر انقلاب در شهر زاهدان بود که دو سال پیش داده شد و پارسال پس گرفته شد و امسال نیز چنین قولی به شیراز داده شده است.

امیدواریم مسئولان و برگزارکنندگان جشنواره شعر انقلاب به این سخنان به چشم نصایح مشفقانه بنگرند و با رفع مشکلات موجود این جشنواره را در آینده چنان ارتقا دهند که شایسته نام انقلاب اسلامی باشد و به نحو احسن بر قامت شعر بلند بالای انقلاب اسلامی برازنده به نظر برسد.


 

 


  • یادداشت مهمان: آیا جشنواره شعر انقلاب از آرمان های انقلاب فاصله گرفته است؟


ارسال نظر جدید

نام

ایمیل

وب سایت

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

جستجو

تبلیغات