یکشنبه, 03 شهریور,1398 | |

ادبیات و کتاب

آرشیو اخبار

سخنرانی جالب رضا امیرخانی در آستاراخان

سخنرانی جالب رضا امیرخانی در آستاراخان

همایش ادبیات کشورهای ساحلی دریای خزر با حضور مدیرعامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان و جمعی از نویسندگان ایرانی در آستارخان روسیه برگزار شد

سخنرانی رضا امیرخانی در آستارخان مورد تشویق و تمجید حضار قرار گرفت مشروح این سخنرانی به شرح ذیل است: 
من از جایی آمده ام که به دریای «جنوب» شما می گفتند «شمال». هر بار که به دریا می رفتیم و تنی به آب می زدیم، پدر سرحال و سبک بال شنا می کرد و می گفت: «من به اتحاد جماهیر شوروی می روم و برایتان خرسی سفید به هدیه می آورم». می رفت و می رفت تا در آبیِ آب به نقطه سیاهی بدل می شد.
ما کودکانه به دنبالش می رفتیم و امواج به سینه مان می خورد و به زمینمان می زد. دریا جلودار ما بود و امواج جلوگیر ما. من با همه کودکانگی به موجی می اندیشیدم که از دریا به ساحل می آمد و جلوی مرا می گرفت. شرح سفر این موج، پر خروش ترین اندیشه کودکانه من بود. موجی که از اتحادیه جماهیر شوروی راه می افتاد و به سینه ام می زد و جلوی پیشرفت من را می گرفت.
آرزوی کودکیم این بود که این سوی دریا را ببینم که چگونه امواجش از خلافِ ساحل آنها راه می افتد و به دریا می آید. آرزوی کودکیم تماشای کودکان این سوی ساحل بود که امواج از ساحلشان دور می شد و به دریا می رفت تا به ساحل ما برسد. این پرسش اولی دریایی من بود.
حالا در روز چهل و دو سالگیم که آن نقطه سیاه، افق سفیدی شده است، اولین آرزویم در آستراخان پاسخ به همان پرسش اول است. دریایی که موج هایش قرار است به سوی ما بیاید و موج هایش به سینه کودکان نمیزند، بلکه به پشت کودکان می زند و به سمت ما می آید.
ما به ساحل کاسپین که می رسیدیم باید پشت به دریا می کردیم تا به کعبه -قبله مان- رو می کردیم؛ آنچنان که ترکمن ها دریا را در شانه راست می دیدند و آذربایجان ها در شانه چپ. اینجا بهتر است... به دریا رو میکنیم و آسمان را می بینیم.

 منبع: فارس


  • سخنرانی جالب رضا امیرخانی در آستاراخان


Article Rating


ارسال نظر جدید

نام

ایمیل

وب سایت

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

آرشیو

جستجو

تبلیغات